اکتبر 31, 2008 at 1:05 ب.ظ. ۱ دیدگاه

خواهرم قبل از اینکه ازدواج بکنه میگفت امکان نداره وقتی دارم میرم یک قطره اشک بریزم فکر میکنم که این رسم ایرانی ها است که وقتی دختر از خونه پدریش می ره چند قطره ایی اشک سرازیر میشه و اجتناب ناپذیر است

دیروز فیلم ها عروسی رو نگاه میکردم یادم افتاد ادم تا توی موقعیت قرار نگیره حس اون لحظه قابل توصیف نیست

به اندازه تمام عمرش گریه کرد البته همه گریه کردن راستش خونه همسر هر جوری هم که باشه بازم خونه پدری نمی شه

خیلی سخته

همیشه از خداحافظی بیزار بودم برادرم وقتی میاد پیشم بهش میگم قبل از اینکه از خواب بیدار بشم برو نمی خوام باهام خداحافظی کنی به خصوص زمستون ها و پاییز های پاریس که غم دنیا توش جمع شده

Advertisements

Entry filed under: روزنوشت.

سورپرایز تاریخی جوک و واقعیت

۱ دیدگاه Add your own

  • 1. شاهین  |  نوامبر 3, 2008 در 10:31 ب.ظ.

    خدا حافظی همیشه سخته. راستی همسر خواهرتون فرانسوی هست یا ایرانی؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed



%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: