امروز من

ژوئیه 3, 2008 at 9:13 ب.ظ. ۱ دیدگاه

نمیدون ما کی قرار از عمل های ارزانسی جون سالم به در ببریم به خدا خواب ندارم اینسامنیا گرفتم شب و نصفه شب تلفن زنگ میخوره بیا بیمارستان الان میفهمم دلم میخواست یا مهندس معماری میشدم یا موزیسین

کاش زمان برمیگشت عقب

امروز که تنیس بازی میکردم مربی با عصبانیت گفت شل بازی میکنی چته؟

دلم میخواست راکت رو بزنم توی کلش اخه تو اگه جای من بود ی نمیتونستی راه بری چه برسه به زدن اسمش و دویدن

2شب نخوابیدم بعدم رفتم تنیس دارم کلا عقلم رو از دست میدم

Advertisements

Entry filed under: روزنوشت.

بالاخره ازاد شد قهرمانی تنیس

۱ دیدگاه Add your own

  • 1. سارا  |  ژوئیه 5, 2008 در 3:37 ب.ظ.

    کاش می شد
    من هم آرزو داشتم معمار بشم
    من رو در غمت شریک بدون…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


برترین مطالب


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: