مرور زمان

مارس 31, 2008 at 8:34 ق.ظ. 2 دیدگاه

دیشب در کمال عصبانیت با یکی از دکتر های اینترن دعوا کردم وقتی قیافه اون اینترن رو دیدم از خودم خجالت کشیدم یاد  خودم افتادم که یک موقعی اینترن بود و به خاطر یک اشتباه کوچیک توبیخ شدم از دست دکتر (اد) متاسفانه معادل فارسی رو پیدا نکردم .

هیچ وقت اون دکتر رو نبخشیدم و بی پرده بگم به این نتیجه رسیدم لذتی که در انتقام هست در بخشش نیست به خاطر این توبیخی من 6 ماه دیرتر فارق التحصیل شدم و یک امتیاز منفی برای فوق تخصص داشتم که هنوزم درگیرم کرده و همیشه تصمیم گرفتم اگر روزی به انگلیس برم حتما انتقام بگیرم

اما اغلب ما  گاهی راجع به دیگران قضاوت میکنیم و کاری که کردن رو محکوم میکنیم ولی مدتی بعد خودمون همون کار اشتباه رو تکرار میکنیم این تنها یک مثال کوچیک بود وقتی به عقب تر بر میگردم خیلی مثال های مشابه میبینم از خودم و اطرافیانم 

Advertisements

Entry filed under: روزنوشت.

پایان تعطیلات هنرمندانی که دنیا را تغییر دادن

2 دیدگاه Add your own

  • 1. alireza  |  آوریل 1, 2008 در 10:17 ب.ظ.

    سلام هموطن
    من نوشته ی شما در مورد تحصیل پزشکی در فرانسه رو در وبلاگ راهنمای تحصیل در فرانسه خوندم و واقعا استفاده کردم. راستش نمیدونم چقدر میتونم جسارت کرده و در چند مورد سوالاتم رو ازتون بپرسم ولی با توجه به موقعیتتون میدونم که بهترین راهنمایی رو میتونم ازتون بگیرم. من اکسترن در تبریز هستم و یکی از انگیزه هام برای خوندن پزشکی ادامه در جراحی بود و از طرف دیگه واقعا کشته مرده ی تحصیل در فرانسه ام و چون چتد سال پیش جایی خوندم که لازمه ی اولش دونستن فرانسه است؛ فعلا فرانسه رو در سطح DALFخونده ام. از اطلاعاتی هم که از سفارت گرفتم گفتند که ما رفرنس میدیم و شما باید 2 تا امتحان ورودی در تهران و پاریس برای پذیرش بدی. الان هم فقط همین قدر اطلاعات دارم و تنها کاری که میکنم اینه که پزشکی و زبون فرانسه رو همزمان میخونم! اگر ممکن باشه کمی من رو راهنمایی بکنید که چه کار میتونم بکنم و دیگه اینکه اگر مقدور باشه کمی من رو در مورد شرایط تحصیلی که احیانا اونجا مواجه میشم روشن کنید که دید واقعبینتری بتونم داشته باشم. در مورد انجمن پزشکان ایرانی مقیم پاریس هم صحبت کرده بودید و میخواستم اگه ممکن باشه اطلاعاتی داشته باشم و اینکه آیا اصلا میتوانم به عضویت در اون امیدوار باشم چون دور از حضور؛ میدونید که بعضی هموطنها توی دیار غربت وقتی با یه وطنی صحبت میکنن متاسفانه فکر میکنن که طرف مقابلشون داره میره جای اونها رو بگیره! لطفا این پررویی من رو ببخشید و اگه ممکنه بهم جواب بدید.صمیمانه منتظر ایمیل شما هستم.

    موفق باشید
    علیرضا
    تبریز-آذربایجان-ایران(من این نوشته رو در قالب یه ایمیل نوشتم ولی چون آدرستون نبود؛اینجا گذاشتم)

  • 2. alireza  |  آوریل 1, 2008 در 10:22 ب.ظ.

    کامنت در مورد روزنوشتتان: من هم گاهی دچار این نگرش نسبت به سال پایینیهایم میشوم ولی واقعا باید کنترل کرد چون او مثل یک الگو به ما نگاه میکند خصوصا در رشته ای مثل پزشکی که همه چیز تقزیبا بر حسب سلسله مراتب است مثل پادگان ولی به شدت آمیخته با عواطف انسانی؛ شاید بر عکس پادگان!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


برترین مطالب


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: