حرص

فوریه 29, 2008 at 10:12 ب.ظ. بیان دیدگاه

(لطفا در کار من دخالت نکنید) وقتی زن و شوهری در یک رشته تحصیل کرده باشند و شغل مشابهی داشته باشند امکان اینکه بحث نکنن و اختلاف نظر نداشته باشند غیر ممکنه

در حال معاینه بیماری بودم که همسرم هم پیش من اومد مشغول به پرسیدن سابقه پزشکی اون فرد بودم شوهرم یک نظر داد از کارش اصلا خوشم نیومد بهش اخم کردم و گفتم بره سره کارش از انجا که اگه مسئله ایی ناراحتم بکنه امکان نداره بگذرم تمام شب رو به جدل مشغول بودی

بیمار که یک خانم 45 ساله بود داشت با ترس توضیح میداد که تنگی نفس در شب و هپاتومگالی ودرد سینه و ….. شوهرم گفت یک انژیو بنویس از حرف غیر اصولیش تعجب کردم

دعوا اغاز شد:راستش اصرار من برای گرفتن فوق تخصص تا حدودی برای این بود که شوهرم راجع به فوق تخصصش به قول مامانم نره پای منبر

یاد فیلم پری داریوش مهرجویی افتادم که میگفت حرصمی زنیم فرقی نمیکنه که حرص پول یا علم و گنج  دانش معنوی واقعا درسته ما حرص میزنیم گاهی بهتر به خاطر خودمونم که شده اهسته تر حرکت کنیم

Advertisements

Entry filed under: روزنوشت.

نوروز می اید شوک

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed



%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: