مسافرت

ژانویه 15, 2008 at 8:23 ب.ظ. 2 دیدگاه

امروز بعداز مکالمه پر فراز و نشیب بین من و مامانم  اخر قرعه به نام من افتاد که برم پیش کانون گرم به خدا خیلی سخته تو این برف شدیدی که اینجا اومده حتی یک دکه روزنامه فروشی هم تعطیل نکرده کار هام هم که رو سرم ریخته البته حق دارن

اونا گذر زمان رو بیش تر از من حس میکنن گاهی یادم میره که دیگه اونقدر بزرگ شدم که من باید برم پیششون هنوز احساس میکنم دختر کوچولو مامانم هستم که عین کنه دائم دنبالش بودم و خسته نمیش دوقتی  با دوچرخه ایی که داشتم به جای اینکه تو حیاط بازی کنم دور میز اشپز خونه میچرخیدم گاهی یادم میره اون به اندازه کافی حوصله کردن حالا نوبت منه

سفری به لندن دارم من انگلیس رو اصلا دوست ندارم  به هزار و یک دلیل که بماند ……

امروز بعد از کلی کار تازه رفتم کادو برای ma mer va ma per بخرم با دختر بچه ایی برخوردم که اصرار داشت مامانش یک زاکت صورتی براش بخره و مادر نمیتونست خوب به دلیلی که خیلی ها خیلی چیزا نمیتونن بخرن به هر حال

یاد مادر خودم افتادم که تا حالا هر چیزی ازش خواستم خریده خیلی دلم براش تنگ شدمادرای ایرانی خیلی مقدسن ذاتشون خوبه

حالا نه به خاطر این قضیه در کل از هر نظر که نگاه میکنم بهترینن

هیچ وقت مجذوب ساختمون نشدم همیشه طبیعت برام لذت بخش تر بوده و هست چه کنیم دهاتیم دیگه

london-2.jpglondoncityhall-001.jpg

میگن مهر مادری همه جا یک شکل ولی به نظر من که اینطور نیست

mother-child.jpgmother_and_child.jpg4589_orig.jpg

هر بار که فیلم مادر مرحوم حاتمی رو میبینم کلی گریه میکنم و خوشحال میشم کهمادرم از دستم گله و شکایتی نداره و همیشه معتقده من دختر خوبی براش بودم ولی به قول فیلم مادر:من مادرم میبخشم شاید قلب بزرگی داره که اینو میگه وگرنه اون گریه های شبانه همه رو ازار میده وووووووووو……….

Advertisements

Entry filed under: روزنوشت.

سارکوزی مذهب

2 دیدگاه Add your own

  • 1. میم  |  ژانویه 16, 2008 در 6:33 ب.ظ.

    تو به من خندیدی

    و نمی دانستی

    من به چه دلهره از باغچه همسایه
    سیب را دزدیدم

    باغبان از پی من تند دوید
    سیب را دست تو دید
    غضب آلوده به من کرد نگاه
    سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
    و تو رفتی و هنوز
    سالها هست که در گوش من آرام آرام

    خش خش گام تو تکرار کنان
    می دهد آزارم

    و من اندیشه کنان
    غرق این پندارم

    که چرا
    باغچه کوچک ما سیب نداشت.

    « حمید مصدق »

  • 2. rooznote  |  ژانویه 17, 2008 در 4:33 ب.ظ.

    در انتخابات شرکت نمی کنیم
    همراه شو عزیز تنها نمان دگر؛ کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمیشود.دشوار زندگی هرگز برای ما ؛ بی رزم مشترک آسان نمی شود ؛ من اگر برخیزم , تو اگر برخیزی ؛ همه بر می خیزند.مرگ بر حکومت اعدام و سنگسار اسلام

    نتایج آرا مردم در انتخابات برای رهبران رژیم مطرح نیست، امّا حضور در انتخابات برای حکومت بسیار مهم تلقی می شود. اهمیت حضور مردم در انتخابات را می توانید در سخنان آخوند خامنه ای در سفر یزد بیابید. خیلی خلاصه و مفید به شما بگم، علی شیره ای گفت: “حضور مردم در انتخابات، مغایر است با آنچه بیگانگان می خواهند.” شاید قبلاً برای شما گفته باشم، رژیم اسلامی از حضور شما در انتخابات سوء استفاده می کند و شما را به عنوان انقلابیون و پیرو خط امام به دنیا معرفی می کند. اگر دنیا هیچ حرکتی از مردم ایران نبیند، در نهایت حمایت ها از بین خواهد رفت. بود و نبود این رژیم، به بود و نبود شما در انتخابات بسته است. عدم حضور شما در انتخابات شکست بزرگی برای جمهوری اسلامی است
    http://rooznote.wordpress.com/2008/01/17

    لطفا دوستانتان را متقاعد کنید که برای آزادی ایران و بخاطر نابودی جمهوری اسلامی در انتخابات شرکت نکنند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed



%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: