Posts filed under 'Uncategorized'

کشور گران؟سرمایه فراوان!

وقتی اسم شهر های گرون میاید همه به یاد پاریس و نیویورک و لندنو دوبلین میافتند

اما برخی کشور ها هستند که کیفیت چندانی برای زندگی ندارند اما گران هستند

مثل مسکو که یک پیاز به قیمت20 دلار و یک گوجه به قیمت25 دلار هست اجاره های خانه 40 متری 2تا3 هزار دلار  است

سال پیش طی مسافرت چند روزه که به مسکو داشتم خیلی شکه شدم همه چیز گرون بود و علت گرانی رو سرمای زیاد انجا و عدم پرورش مواد میخوانند اغلب خوراکی ها وارداتی بود

به شکا غیر قابل باوری ودکا مینوشیدن گاهی من به جای انها سرم گیج میرفت  که باز هم علت استفاده از الکل رو سرما می دانستند

در کل کشور بسیار زیبایی بود داشتم فکر میکردم کشوری که در همسایگی ایران هست و یک چهارم ایران هم شرایط مساعد نداره اما چطور میتونه اینقدر قدرتمند باشه بدون هیچ گونه خللی

اگر ایران این ابو هوا رو داشت مردم از گرسنگی می مردن

یکی از دوستان روسی که سالها در شرکت گاز ایران کار کرده بود توضیح جالبی در خصوص قعطی گاز داد

ایران یکی از کشور های گاز و نفت خیز هست و به هیچ وجه با کمبود گاز مواجهه نیست اما مسئولان بی کفایت و ناکارامد عدم هماهنگی با یکدگر و نداشتن تفاهم و ازهمه مهم تر هرکس به فکر دزدی و کلاه برداری است علت قطع شدن گاز هست ولی به مردم دروغ میگن

حتی قطع شدن برق (که من از اون بی خبر بودم)در ایران یک بی کفایتی محض است و ارتباط اندکی با خشکسالی دارد

بعد با افسوس گفت:حیف ایران که دست این بی لیاقتان است اگر مال روس ها بود یک امپراتوریه دیگه باهاش راه میانداختن

حیف این خاک چهار فصل

4 comments سپتامبر 22, 2008

تاثیر بیماری در موفقیت

مدتی هست که از المپیک میگذره و من حتی فرصت دنبال کردن یک شاخه ورزشی رو هم نداشتم البته از تلوزیون دیدن حوصلم به شدت سر میره یک نیروی خاصی که من و تلوزیون رو از هم دور میکنه بگذریم

اما در بین همه این اخبار دو خبر خیلی خوب به گوشم میرسید خبر اول :که ایران تو هیچ رشته ایی مدال نیاورد و خبر دوم مایکل فلپس که بیشترین مدال اور شنا در المپیک بوده با گوگل کردن مختصری تمام بیوگرافی این شخص قابل دسترس هست و از معرفی این فرد میگذرم اما میرسم به بخشی که به من مربوط میشه

بیماری که مایکل فرد فلپس رو به یک قهرمان ورزشی تبدیل میکنه نام این بیماری ADHD که مخفف

Attention-Deficit Hyperactivity Disorder می باشد

این بیماری که بیش تر در قرن 21 شکل گرفته و عوامل متعددی باعث ایجاد این بیماری شده توضیح مختصری در مورد این بیماری میدهم:

کم تمرکزی در بیمار مبتلا به ADHD یکی از شایع ترین علائم میباشد میتوان این بیماری را اینگونه توصیف کرد

که در پسران دو برابر دختران میباشد و در سنین کودکی رخ میدهد اغلب در7 سالگی و برخی نیز از سنین 4تا5 سالگی نمود پیدا میکند که به شکل پر تحرکیی و جنب و جوش بسیار طوری که موجب ازار دیگران می شود

این افراد از هوش خوبی برخوردار هستند اما به دلیل عدم تمرکز کافی توانایی انجام تکالیف مدرسه را ندارند و اغلب با سختی این کار را انجام میدهند

اغلب این کودکان رفتار پرخاشگرانه ایی دارند

این بیماری قبل تجویز هر گونه دارویی نیازمند صبر فراوان میباشد والدین این کودکان اغلب با بی حوصلگی با این کودکان برخورد میکنند که اینده انها را به خطر میاندازد

در کل داروی رایجی که برای این بیماری تجویز میشه راکوتان میباشد

در زندگی مایکل فلپس هماهنگی زیبایی بین بیماری و نبوغ صورت گرفته

فرهنگ بالای پدر و مادر و سواد انها نام فرزندشون رو جاودانه کرد

پدر و مادر در این مواقع نقش بزرگی رو در اینده یک جامعه و یک کودک دارند

البته در مورد فلپس حضور دو خواهر قهرمان را نباید نادیده گرفت

7 comments آگوست 18, 2008

قضاوت من در مورد زندگی در فرانسه

در تمام این مدتی که دوستان ایرانی به من ایمیل میزدند و درخواست اطلاعاتی در خصوص تحصیل و زندگی و…..در فرانسه رو میکردن و من صادقانه و با توجه به تجربیاتم به اونها پاسخ دادم اما چی شنیدم

1. شما این حرف ها رو میزنید که کسی به فرانسه نیاد جای شما رو تنگ کنه

2. شما طوری راهنمایی میکنید که کار خودتون رو پر رنگ تر کنید

3. پاره ایی نا سزا

4.خوشی زده زیر دلت نمیفهمی ما چی میگیم

خب خدا رو شکر امروز به طور تصادفی به سایتی بر خوردم که مطلبی از جناب عابدینی کذاشته بود که صادقانه و خالصانه بود شاید حرف یک هم وطن رو بیش تر از من قبول کنید

این لینک اون مطلب:http://www.ir-uk.com/article.php?id=23423

و این هم ادرس وبلاگشون:http://www.etudfrance.ir/

حرف حق همیشه تلخ بوده و هست

یکی از مهم ترین بخش های زندگی برای هر انسانی این هست که با خودش رو راست باشه

7 comments آگوست 14, 2008

از خواستن تا تحقق ان

دیشب که داشتم برنامه کاری فردام رو یادداشت میکردم متوجه شدم که خیلی از اتفاقات زندگیم  خیلی تصادفی اتفاق افتاده و طوری بر سر راه من قرار گرفته که قدرت انتخاب رو از من گرفته

از تحصیل در رشته پزشکی گرفته تا انتخاب همسر و شهر محل سکونت و محل کار و……………

از بچگی مدام برنامه ریزی شده زندگی میکردیم ولی واقعا اینده اشه دیگه ایی برات پخته به برنامه های تو اهمیتی نمیده کار خودش رو میکنه

راستش همیشه دوست داشتم مهندس معمار بشم اما مسئول انتخاب رشته و با دلایل مسخره من رو متقاعد کرد که بیولوژی بخونم که نهایت با فکر دندانپزشکی ,پزشکی قبول شدم دوست داشتم همسرم ایتالیایی باشه اما یک دورگه انگلیسی -فرانسوی شد همونی که بهش فکر نمیکردم چون اغلب هم بازی ها و دوستانم یا اسپانیایی و یا ایتالیایی بودن یا ایرانی حتی یک لحظه هم به مرد انگلیسی فکر نمیکردن چندین سال انگلیس بودم اما در نهایت در فرانسه از یک مرد انگلیسی خوشم اومد

من عاشق پاریس هستم اما دوست داشتم بارسلونا زندگی کنم همه چیز مهیا بود اما در نهایت الان پاریسم

مادرم میگه ما همه به ارزومون میرسیم بعضی ها به موقع و درصد بیش تری هم خیلی دیر که دیگه اون ارزو یا هدف ارزشش رو از دست داده و شما فراموش کردی روزی این ارزوت بوده

راست میگفت مادرم, الان  تقریبا ماهی 3بار رو در اسپانیا میگذرونم گاهی با دلتنگی برای پاریس شلوغ و کثیف

با دوستان که صحبت میکردن اونها هم تجربه مشابهی رو داشتند و همه از تجربیاتشون میگفتند خیلی ها دلشون میخواست برگردن به عقب و یک چیزی تغییر پیدا کنه یاد دیالوگ خانه ایی روی اب بهمن فرمان ارا افتادم

جایی که ژاله به رضا کیانیان گفت:اگه میدونستم سر نوشته ما رو کی میبافه حتما ازش میخواستم مال من رو کلا بشکافه

راستش به این نتیجه رسیدم ادم باید برای خواشته هاش تلاش کنه اما نباید به دنبالشون بدویی چون از تو دورتر و دورتر میشن

این مثال رو برای عشق هممیزنن میگن عشق مثل کبوتر  خونگی است رهاش بزاره اگه مال توباشه بر میگرده اما اگه برنگشت بدون هیچ وقت مال تونبوده

24 comments جولای 28, 2008

شکیبایی

راستش باید زودتر از اینا راجع به مرگ استاد شکیبایی مینوشتم اما میون این همه وبلاگ نویس ایرانی دست به قلم که قلم توانایی دارند به علاوه اطلاعاتی بیش تر از من. کسی بود از سریالی به اسم خانه سبز یاد کرده بود خب من ندیدم من نشنیدم

واقعا تجربه دیدن این جور فیلم ها داشتن این جور هنرمند ها شاید فقط مختص به ایران باشه و بس

ناخوداگاه به یاد شعری که توی فیلم پری خوند افتادم

شب چشمان بسته ماست     انگاه که به چراغانی درون خود می نگریم

هنوز صداش تو گوشم هست چقدر جاودانه مانده

یاد بیت شعری که روی قبر پروین اعتصامی نوشته شده افتادم که میگفت

غرض نقشی است کز ما باز ماند              که هستی را نمیبینم بقائی

هرکه باشی و به هرجا برسی                  اخرین منزل هستی این است

خرم ان کس که در این محنت گاه                خاطری را سبب تسکین است

روحش شاد

1 comment جولای 23, 2008

قهرمانی تنیس

نادال با همه اشتبا هاتی که در زمین داشت و کم تجربگی بسیار اما برنده شد

هنوز هم طرفدار فدرر هستم

بازی 5 ساعت و5 دقیقه ایی خیلی نفس گیر بود

بالاخره روزی نوبت فدرر هست که کناره گیری کنه قانون ورزش دیگه کاریش نمیشه کرد دست بالای دست بسیار است

2 comments جولای 8, 2008

ارنچینی(غذای ایتالیایی)arancini

یکی از مزایا ی سفر به ایتالیا خوردن غذا های خوشمزه هست در اغلب سفر هایی که به ایتالیا دارم تنها کاری که 100% انجا م میشه رفتن به رستوران و خوردن ارنچینی هست اگر شما هم سفری به ایتالیا داشتید حتما این غذا رو امتحان کنیید مطمئن هستم خوشتون میاد بر خلاف تصور اغلب ایرانی ها که فکر میکنن پاستا ایتالیا خیلی خوشمزه هست باید بگم ایتالیا پاستا رو نیم پز می کنن و شما رشته های پاستا رو زنده حس میکنید اما برای من همه یک طرف ارنچینی یک طرف
ارنچینی یک غذای سیچیلیایی هست مطعلق به جنوب ایتالیا هست و نسبت به بعضی غذا ها گرون تر هست .ارنچینی از برنج و نوعی سس مخصوص و پنیر خاصی به نام موزارلا (mozzarela) و همچنین لوبیای سبز رنگ . سس مخصوصی که در اون به کار میره اسمش راگو هست .ارنچینی انواع مختلف داره و بسته به شمال یا جنوب بودن رستوران نحوه تبخ اون هم فرق داره بعضی ها اون رو با کره درست میکنن که خوش مزه ترهست برخی از قارچ هم در اون استفاده میکنن اما ماده اصلی اون برنج هست

من اشپزیم خوب نیست در نتیجه دستور اشپزی خوبی نمیتونم بدم

اما اسم ارنچینی برگرفته از نام پرتغال هست به دلیل رنگ نارنجی که داره و همچنین در زبان ایتالیایی به پرتغال arancia گفته میشه
در زبان سیچیلیایی ارنچینو به معنای پرتغال کوچک هست

4 comments جولای 3, 2008

شصتمین فستیوال هنر آواز اپرائی شهر “اکس آن پرووآنس”

برای من که عاشق اپرا هستم و از دوران بچگی یکی از علایقم دیدن اپرا در میلان بود کلا اپرا هایی که به زبان ایتالیایی یا لاتین اجرا میشه به خصوص از نوع سوپ اپرا و اپرای نمایشی همیشه لذت بخش بود
همواره اخبار مربوط به اپرا رو دنبال میکنم تا امروز با مطلب مهمی که شاید برای علاقمندان به اپرا هم جالب باشهدر سایت کشور فرانسه بر خوردم در ابتدا تصمیم داشتم خودم با توجه به اطلاعاتی که دارم خودم راجع با اون بنویشم اما قلم خانم شهلا رستمی و توضیحات کاملشون من رو وادار کرد که این مطلب رو کپی کنم
وقتی در سال 1948 ، “هانس رزباد”، رهبر ار کستر اتریشی، برای اولین بار اپرای “کوزی فان توته” اثر موتسارت را، با امکانات کم اما خواننده ها و نوازنده های با کیفیت بالا، در مکانی عجیب یعنی حیاط محل اقامت اسقف “اکس آن پرووآنس”، رهبری می کرد، نمی دانست که این ماجرا عمری دراز خواهد داشت و این تجربه به یکی از رویداد های تابستانی بسیار پر طرفدار تبدیل خواهد شد.
البته فکر ایجاد یک فستیوال موسیقی در منطقه “پرووآنس”، در جنوب شرقی فرانسه، در سال 1938 مطرح شده بود، اما بعد ها نام “مارسی” بر سر زبان ها افتاد. سپس سه نفر از کسانی که در پاریس یک دفتر “کنسرت” ها را دایر کرده بودند از “مارسی” صرف نظر کردند و تحت تأثیر زیبائی های شهر “اکس آن پرووآنس”، این شهر را بر گزیدند. مدیر کازینوی شهرداری، “روژه بیگونه ” به کمک آنها شتافت و از آنها حمایت مالی کرد. در نتیجه ماجرائی که به شکلی خانگی در سال 1948 آغاز شده بود، سال بعد تبدیل به رویدادی قابل ملاحظه گردیدو اپرای “دون جوانی” موتزارت با دکوری شایسته این نام به روی صحنه آمد بلافاصله سیاست های این رویداد که نام “فستیوال بین المللی موسیقی : اپراهای کلاسیک وباروک، اجراهای تازه، کنسرت سمفونیک ها، رسیتال ها” به خود گرفت مشخص شد.

در عین حال در میان آثار موسیقی دانانی که ارائه میشد، سهم “موتسارت” از همه بیشتر بود. با این حال فستیوال “اکس آن پرووآنس” هدف اولیه خود یعنی کمک به خلق آثار جدید را هم فراموش نکرد و به عنوان مثال “چکش بدون صاحب” اثر “پیر بولز”، آهنگساز معاصر فرانسوی، در سال 1955 ، برای اولین بار در “اکس آن پرووآنس” به اجرا در آمد. شماری خواننده اپرا چون “ترزا برگاتزا”و “ترزا استیچ رندال” ونیز “کارلو ماریا جولینی”، رهبر ارکستر نیز پس از اولین اجراهای خود در “اکس آن پرووآنس”، در صحنه بین المللی به شهرت دست یافتند.

در پایان سالهای 60 ، فستیوال، برنامه های موسیقی اش و جماعتی هم که برای دیدن این برنامه می آمدند تغییر کرد. البته گرچه داشتن کراوات هنوز برای مردان اجباری بود، اما خانم ها کم کم لباس های شب نشینی خود را کنار گذاشته با لباس های معمولی تر در تآتر حاضر شدند. رپرتوآر همیشگی هم گسترده تر شد و اپراهائی با آریاهای زیبا در کنار آثار موتسارت، که کماکان اکتریت آثار را تشکیل می دادند، جار خود را باز کردند. به عنوان مثال در سال 1974 ، فستیوال روها توانستد از صدای زیبای خوانندگانی چون “مونسرا کابلیه”، “مریلین هورن” و “کاتیا ریچارلی” در آثاری چون “سمیرامیس” و “تانکردی” اثر “روسینی” لذت ببرند. این سنت ادامه یافت تا اینکه در سال 1998، با رسیدن “استفان لیسنر” به ریاست این فستیوال، همه چیز تغییر کرد، چون “استفان لیسنر” معتقد بود که اپرا یک نمایش است و از این رو باید کارگردانی آن را به صحنه ببرد که از یک دید دراماتیک و گاه پرسش بر انگیز بر خوردار باشد تا بدین ترتیب بتوان به تماشاچیان تازه ای دست یافت و مردم “اکس آن پرووآنس” را که در حاشیه این فستیوال قرار داشتند، در آن سهیم کرد. طبیعتأ پس از رسیدن او آثاری اجرا شدند که برخی جنجال بر اتگیختند.

از سال 2007، “برنار فوک رول” به ریاست فستیوال “اکس آن پرووآنس” منسوب شده است. او نیز ظاهرأ در راه “استفان لیسنر” گام نهاده چون برای میزآن سن اپرای “کوزی فان توته” موتسارت از عباس کیا رستمی دعوت کرده است. در عین حال از نظر خوانندگان اپرا، کاملأ درجهت سیاست های اولیه فستیوال، یعنی شناساندن استعداد های جوان گام برداشته که هنوز آن مهارت و پختگی لازم را پیدا نکرده اند. فستیوال “اکس آن پرووآنس” جمعه، کار خود را با یک اثر کم اجرا شده موتسارت “زیده” آغاز کرد که توسط “پیتر سلارز” کارگردان معروف تآتر صحنه آرائی شده است . اپرائی که قهرمان اصلی زن آن یک اسیر است و اسارت و به ویژه اسارت زنان موضوعی است کاملأ به روز. در عین حال باید گفت که “زیده” در عین حال یک ویژگی خاص دارد و آن این است که اثری سفارشی نیست و آهنگساز در آزادی کامل و بر پایه الهام خود آن را ساخته یعنی اثری کاملأ آزاد…

گفتنی است که “کوزی فان توته” با میز آن سن عباس کیا رستمی از روز 4 تا 19 ژوئیه در روزها ی مختلف به روی صحنه 60 امین فستیوال شهر “اکس آن پرووآنس” می آید و در زود شنبه آینده ، 5 ژوئیه، مصاحبه اختصاصی رادیوی ما را با وی خواهید شنید.
سایت فستیوال اکس آن پرووانس

Add comment ژوئن 28, 2008

زندگی در فرانسه

زندگی در فرانسه یا خیلی کشور های اروپایی دیگه مشو ل فوانینی میشه ایمیل های بسیاری که شاید نزدیک به هفته ایی0 2 تا بشه در خصوص خروج از کشور از من میشه

میگن توایران کار نیست اگه هم هست سخت پیدا میشه :نمیدونم چه کسی نوید وجود کار بسیار و راحت رو در اروپا به ایرانی ها داده روشن میکنم اعتصاب مکرر مردم فرانسه و ایتالیا به خاطر نبود کار هست فرار مردم اسپانیا به هر کور سویی به خاطر نبود کاره

میگن رفتن به دانشگاه در ایران سخته :این امید واری رو چه کسی به یک هموطن عزیز در مورد این که ورود به دانشگاه های اینجا بسیار راحت بدون دردسر و کنکور هست از این اشتباه بیایید بیرون اروپا ادامه تحصیل به مراتب سخت تره به این توجه کنید ای دوست عزیز ایرانی شما به زبانی غیر از زبان مادری در دانشگاه درس میخونی پس بدون که به زبان مادری خودت میتونی راحت تر درس بخونی یعنی اونقدر استعداد داشتی که تونستی در یک دانشگاه خارجی درس بخونی نمی خوای بگی که استعداد شما در ایران نادیده گرفته شده مطمئن با ش اینجا هم برای دیده شدن استعداد شما زمان بسیاری میبره که شما رو منصرف میکنه

همه به پییر امیدیار یا امید کردستانی تبدیل نمیشن .

ایران هزینه زندگی بالاست :نمیفهمم از کجا میدونید اینجا ارزونه اینجا مالیات سنگین حتی ابی رو هم که میخوری مالیات داره دوستی میگفت چرا اعضا تمام خانواده ماشین ندارن ما درایران خانواده های  مرفه و نیمه مرفه همه ماشین داریم (خوب ترافیک ازار دهنده از اسمون نازل نمیشه صدای بوق و الودگی صوتی و اعصاب خراب الکی بوجود نمیاد) اینا کمک میکنه

توی اروپا هم هزینه دو برابر ایرانه داشتن اتومبیل های گران قیمت برای اروپایی ها در حد ارزوست

من مخالف مهاجرت سازنده نیستم اشنایی با مردم و فرهنگ اروپا یا حالا امریکا لازمه ,داشتن اطلاعات اپدیت دانشگاهی همه همه اینا به یک طرف بحث جالب تر خروج به یک مد تبدیل شده برای چشم و هم چشمی خودمون رو دستی دستی بدبخت میکنیم

وقتی شغل پر درامد و مناسبی داری تحصیلات اکادمیک رو میتونی در کشورت داشته باشی چرا مهاجرت میکنی؟ باور کنید اروپا برای اروپایی مناسب تره تا یک ایرانی حیف از ما ادما که تا خودمون تجربه نکنیم و سرمون به سنگ نخوره قبول نمیکنیم تا نگردی اشنا زین پرده رازی نشنوی

مطمئن باش اگه دولت از تو پافشاری ببینه مطمئنن یک فکری به حال خواسته هات میکنه فقط زمان میبره مثل همه دنیا که یکدفعه به اینی که ارزوش رو میکنید تبدیل نشد من به عنوان یک ایرانی کشور فرانسه رو مناسب با اخلاق و فرهنگ و خلق وخوی یک ایرانی نمیبینم

4 comments می 31, 2008

تفاوت میان تفکر یک اروپایی و ایرانی

هدفم از بیان این خاطرات توهین بهشخصیت هیچ سخص و ملیتی نیست و چه بسا در مورد فردی صحبت میکنم که بسیار با شعور فهمیده تحصیل کرده و تمام عیار است اما نیاموخته انچه که باید

دوست عزیزی مدت کوتاهی است که مهمان فرانسه شده  برخی رفتار های دوستم من و همسرم رو متعجب کرد به فروشگاهی جهت خرید رفته بودیم برای قرار دادن موارد خریداری شده دو نوع پاکت هست از نوع پلاستیک و از نوع کاغذی دوستم به سمت پاکت پلاستیکی رفت که من رو متعجب کرد پرسیدم که چرا کاغذی رو انتخاب نمیکنه گفت این راحت تره بعد با تعجب پرسید راستی چرا همه پاکت کاغذی دارن براش توضیح دادم ما قادر به انتخاب هستیم  ولی چون ریسایکل کاغذ راحت تر کم هزینه تر و بهتر هست همه کاغذی رو انتخاب میکنن و با خونسردی گفت چقدر خودتون رو درگیر جرئیات میکنید چه اهمیتی داره ما همه تو ایران پاکت پلاستیکی داریم خیچ مشکلی هم نیست

مورد 2: زمستان بود و من  وقتی از خواب بلند میشدم درجه شوفاژ خیلی زیاد بود دوستم به من گفت انقدر درجه شوفاژ رو کم نکنیم  سردم میشه خانم با تاپ و شلوارک در اون برف و سرما در منزل قدم میزدن همسرم متعجب بود من رو صدا کرد که داره ایران رو میده اره درسته نیمی از مردم از سرما در جاده یخ زده بودن مردم بسیاری وسایل گرمایی نداشتن بعد پییر گفت تاامثال دوست تو تو ایران هستند معلومه نصف مردم از سرما میمیرن صداش کردم که ایران رو ببینه گفتم هدر دادن انرزی به قیمت خیلی از مثال از جمله مرگ هموطن تو میانجامد تلوزیون از مردم خواهش میکرد که درجه شوفاژ رو کم کنن تا بقیه هم بتونن کمی خونشون رو گرم نگه دارن (کو گوش شنوا) به روسا گفتم لباس گرم تری بپوش مجبور نیستی این طوری باشی

گفت این همه قوانین دست وپا گیر

3 موزه لوور مشغول بازدید بودم که مت.جه صدای سوت دو نگهبان رشته افکارم رو پاره کرد به سمت رویا میرفتن چی شده بود؟؟؟!! بله رویا خانم با دوربین دیجیتال و فلاش از نقاشی های روی دیوار عکی میانداخت مامور توضیح داد که نور فلاش دوربین نقاشی رو خراب میکنه

در راه برگشت گفت ما هزار تا اثار بیش تر از اینا داریم ازشون عکسم میگیریم ولی سالم هستند چقدر اذیت میکنن (احترام به اثار تاریخی)

در این جا دولت مقصر نیست این مردم هستند که مقصر هستند و برای تفره از خطا های خودشون اون رو به گردن دولت میاندازن فرض کنید شهرداری هر روز یک منطقه رو گلکاری کنه ولی شما برید گل ها رو نابود کنید این مسئولیت به عهده دولت نیست که حس طبیعت دوستی در جامعه ایجاد کنه خود شما باید این احساس رو داشته باشید الان دارم متوجه برخی امور میشم این مردم هستند که امادگی وجود برخی قوانین در ایران رو ندارن مشکل دولت نیست تصویب یک قانون در جامعه با روانشناسی مردم همراه هست پس اول مشکل رو در خودمون حل کنیم بعد اعتراض رو به گردن فرد دیگری بیاندازیم

Add comment می 31, 2008

Previous Posts


نوشته‌های تازه

برترین مطالب

دسته‌ها