Posts filed under 'روزنوشت'

ما …

راستش توقع این برخورد رو داشتم .وحق میدهم اگر فردی دفاع کنه به هیچ وجه انتظار هم عقیده بودن رو  نداشتم این پست رو با توصیه یکی از دوستانم نوشتم تا رفلکس رو ببینم

بهتر بدونید که من هم ایرانیم و چیز هایی که نوشتم هیچ کدوم از دیدگاه من نبوده چون تجربه ای در این زمینه ندارم

اما متوجه شدید که چقدر زیر سوال بردن شخصیت و هویت فردی یا جامعه ایی تلخ هست من نخواستم که در بخش پاسخ به کامنت ها دونه به دونه پاسخ بدهم

منتظر موندم و دنبال زمان گشتم

نظرات ضد و نقیض زیاده

خوب اینم یک جورشه

شما که بدتون میاد کسی بهتون توهین بکنه چرا این کار رو با دیگری میکنید .نظر شخصی من این بود این جا وبلاگ من هست با عقاید من

وبلاگ نویس قدیمی به من گفت در روزنوشت نویسی حتما با کامنت های بد مواجه میشی جا نزن

اما واقعا خسته شدم و روحیه ایی برای ادامه ندارم این ازمایش اخری هم تیر اخری بود که یک شناخت کلی پیدا کنم

7 comments دسامبر 3, 2008

مادر

mother-goose-logo-nat1

همیشه با پدرم اختلاف نظرداشتم نه تنها من خواهر و برادرم هم همینطور بودن نمیدونم خاصیت پدر بودن چیه که تا در جایگاهش قرار میگیری سخت گیر میشی

پدرم همیشه گله مند بود به خصوص از من که همیشه بین علاقه و اهمیت به من و مادرت اختلاف میذارید من براتون مهم نیستم

در واقع اصلا این طور نبود هر گلی بویی داره اما مادر یک چیزه دیگه است نه باخطر اینکه من هم یک زنم این رو برادرم یا خیلی مرد های دیگه هم شنیدم

نمیدونم این حس مادر و فرزندی چیه لامسب که هیچ محبتی مثلش نیست

یاد شعر ایرج میرزا که میافتم خیلی دلم میگیره

حتما که میدونید شعر مادر رو میگم ؟:داد معشوق به عاشق پیغام …………….

شما چطور شما هم مثل من هستید؟

2 comments دسامبر 1, 2008

اسمش رو چی میذاری؟

قبل از هر چیزی عذر خواهی من در تاخیرم رو در نوشتن و پاسخ به کامنت ها بپذیرید علت رو میگم خدمتتون.

میدونی خیلی خوبه که میتونی ببینی سرت رو بچرخونی به کوچ پرندگان در اسمان نگاه کنی میتونی صورت صدایی که قشنگه رو ببینی

میدونی خیلی خوبه که می تونی بزرگ شدن بچت رو ببینی یا وقتی میری تو جنگل بتونی سقفی که برگ درختان بالای سرت درست کرد رو ببینی

میدونی چقدر مهمه که میتونی صدای دارکوب رو بشنوی می تونی صوای موج دریا رو بشنوی

می دونی بهتر از این نمی شه که می تونی داد بزنی یا جیغ بکشی یا میتونی دست کسی رو لمس کنی میدونی چه نعمتی این دو تا پا که باهاش میدویی یا به توپ لگد میزنی

تا حالا شده سرما بخوری بعد بوی اش رشته یا برنج مامانت رو نتونی حس کنی سخته نه؟

به این مجموع کوچیک میگن سلامتی قدرشو می دونی؟

فکر نمیکنم تا طناب عذاب دور گردنمون نیافته نمیدونیم بالاتر ازش هیچی نیست نه پول و نه هیچ لذت دیگه ایی

56386813-bw410

Add comment نوامبر 30, 2008

بنوشید اگه می خوایید

نمی دونم اهل خوردن مشروبات الکلی هستید یا نه ؟ کلا معتقد هستم که هر چیزی در حد اعتدال بد نیست اما کلا با توجه به عقاید برخی ایرانی ها توصیه نمیکنم در حد اشنایی کسانی که دوست دارند

هنسی خوردید؟نخوردید؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!نمیگم بخورید

hennessy-vsop-2-glass-pack-caucasianhennessy_6642

میدونید وقتی خسته ایی و از سر کار اومدید یا یک دعوا درست و حسابی کردید کمی بد نیست زیاد نه ها زیادش ادم رو به اون دنیا راهنمایی میکنه

1 comment نوامبر 14, 2008

یالا از دلم در بیار

بعد از یک دعوا نیمه کوچیک با همسرم سر مسائل کاری که چه کسی بهترین تشخیص پزشکی رو داره یا بهتره که تو کار من دخالت نکنی

همیشه سوال اینجا بوده و هست که ایا دو پزشک یا دو همسر یا شریک باید هم شغل یا همکار باشند

این پرسش در رشته ما داغ تر هست اما راستش نه اختلاف زیاد خوبه و نه تفاهم چون هر دو مطلق هستند و غیر قابل کنترل

تنها مزیت اینجاست که شرایط اورژانسی همدیگه رو شامل :شب بیداری برای امتحان شب نخوابی و شیفت شب ,بیدار شدن با صدای پیجر یا زنگ تلفن و….. رو درک میکنیم

اما امروز همسرم که میدونست عاشق عطر هستم اونم از نوع باربری من رو با باربری the beat خوشحال کرد

بد نیست شما هم از این کارا بکنید

beat1

3 comments نوامبر 4, 2008

جوک و واقعیت

نمیدونم که چند درصد از جوک هایی که ساخته میشود به واقعیت نزدیک هست اما چند سال پیش جوکی شنیدم :

روزی کیشیش معروفی که سیاه پوست بوده و مبارز ,مشغول صحبت با خدا میشه چنین می گوید:ای خدا ایا روزی ممکن است که رئیس جمهور امریکا یک زن باشد خدا چنین پاسخ می گویید بله اما به عمر تو قد نمیدهد

دوباره میپرسد ایا ممکن هست که روزی سیاه پوستی رئیس جمهور امریکا شود خدا چنین می گویید :بله اما به عمر من قد نمیدهد

بی صبرانه منتظرم ببینم که این جوک روزی به واقعیت پیوند میخورد یاه نه در واقع بیان واقعیتی است در قالب شوخی

درست مثل طعنه زدن

Add comment نوامبر 4, 2008

خواهرم قبل از اینکه ازدواج بکنه میگفت امکان نداره وقتی دارم میرم یک قطره اشک بریزم فکر میکنم که این رسم ایرانی ها است که وقتی دختر از خونه پدریش می ره چند قطره ایی اشک سرازیر میشه و اجتناب ناپذیر است

دیروز فیلم ها عروسی رو نگاه میکردم یادم افتاد ادم تا توی موقعیت قرار نگیره حس اون لحظه قابل توصیف نیست

به اندازه تمام عمرش گریه کرد البته همه گریه کردن راستش خونه همسر هر جوری هم که باشه بازم خونه پدری نمی شه

خیلی سخته

همیشه از خداحافظی بیزار بودم برادرم وقتی میاد پیشم بهش میگم قبل از اینکه از خواب بیدار بشم برو نمی خوام باهام خداحافظی کنی به خصوص زمستون ها و پاییز های پاریس که غم دنیا توش جمع شده

1 comment اکتبر 31, 2008

در این مدت کوتاهی که وبلاگ نویسی رو شروع کردم یکی از موضوعاتی که خیلی از من پرسیده می شد چگونگی ورود به برخی کشور از جمله فرانسه بود

نیمی از مردم خونشون به جوش اومده یک سری کلافه شدن یک سری طاقتشون طاق شده عده ایی جدا نگران ایندشون هستند

و عده ایی در یاس فلسفی به سر می برن کلی دلم گرفت از این همه دل های گرفته نا خوداگاه به یاد شعر زیبای شفیعی کدکنی افتادم

به کجا چنین شتابان

گون از نسیم پرسید هوس سفر نداری       زغبار این بیابان

همه ارزویم اما چه کنم که بسته پایم         به کجا چنین شتابان

(به هر ان کجا که باشد              به جزه این سرا سرایم

سفرت به خیر اما تو دوستی خدا را      چو از این کویر و حشت به سلامتی گذشتی

به شکوفه ها به باران برسان سلام مارا

می بینید چه هارمونی زیبایی با شرایط مهاجرت کنونی دارد واقعا به هر ان کجا که باشد به جز این سرا سرایم

بعضی ها کشور هایی رو انتخاب می کنند که در نهایت تفاوت های چشم گیر ولی به دلیل ارامش اون رو انتخاب میکنن

مهاجرت مبحث مفصل و پیچیده ایی است

1 comment اکتبر 20, 2008

غم اخرتون باشه

بعد  از دست دادن عزیزی همه پیش تو میان و میگن غم اخرتون باشه!!!!یعنی چی؟ مگه می شه غم اخرم باشه

تازه یک سال بعدش یکی دیگه از اقوام فوت میکنه و بازم می ایی و می گی غم اخرتون باشه این ارزویی که هیچ وقت به حقیقت نزدیک نمی شه و در حد رویا است رو تکرار میکنن

برای من یکی خیلی مسخره است ایرانی ها هم تعارف های عجیبی دارن که هیچ جوری قابل توجیه نیست

فکر کن که در یک خانواده کافی یک مادر بزرگ یک پدر بزرگ یک عمو یا دایی یا خاله مریض هم باشه انوقت هر دفعه می ایی و می گی غم اخرم باشه؟!!!!

1 comment اکتبر 19, 2008

ایران یعنی تهران؟

در سفر های زیادی که به کشور های مختلف  داشتم یک موضوعی رو خوب متوجهه شدم کشور هایی که تا حدودی پیشرفته و اشنا با تکنولوژی هستند همه ی مردمش اگر به یک اندازه نباشد اما کم و بیش از امکانات ارتباطی بهره مند هستند مثلا کامپیوتر و اینترنت مثل موبایل و تلوزیون و شاید یکی از وسایل ضروری منزل به حساب میاد. برای اندکی خوش گذارانی به یکی از روستاهای اسپانیا رفته بودم با کمال تعجب متوجه شدم که دختر 14 ساله خانه از یک پی سی و خط اینترنت بهره مند است

اما در ایران خودمون اینترنت و کامپیوتر و وسایل ارتباطی در اختیار قشر خاصی است به خصوص روشنفکر یا لااقل قشری که رفاه نسبی دارند در نتیجه اطلاعات تنها در  اختیار قشری از مردم قرار میگیرد که قبلا هم دستی بر اتش داشتند پس این تعقییری در روند فکری جامعه ایی ایجاد نمیکند این قشر روشنفکر و مرفه جامعه نیست که نیاز مبرم به اطلاعات و تکنولوژی دارد

ما میگوییم ایران ایا منظور از ایران تهران است یا نه شاید منظورتون از تهران بخش مرفه نشین است , نه تهران مناطق فقیر نشینی هم دارد که شاید مردمی باشند که حتی شناسنامه ندارند چه رسد به سواد یا تحصیلات اکادمی من همیشه گفتم که انسان مطلق گرایی نیستم و با این فکر هم مخالفم من نمیگم 100% اما اکثریت با این بحران مواجه هستند

به نظر شما کسی که فقیر هست ایا فرصتی دارد که به این فکر کند که میشود در س خواند می شه محقق بود میشه یک کاری کرد اما متاسفانه اونی که دائم در حال دویدن برای یک لقمه نان است فرصتی برای چنین افکار بورژوایی(البته در ایران)ندارد

اگر اسم برخی از شهر ها رو میارم قصدم به هیچ وجه توهین نیست بلکه هدفم بیان حق مسلم اقشار و شهر های این چنینی است که زندگی راحتی داشته باشند درس بخوانند و ازادانه فکر کنند و تصمیم بگیرند

ایران یعنی سیستان و بلوچستان منطقه ایی که اب و برق نعمت و تحصیل زنان خفت مکانی که مواد مخدر همچون اب نبات و شکلات در دست کودکان مظلوم است

ایا بندر عباس که بالاترین امار جنایت و خشونت نسبت به زنان را دارد جزیی از ایران نیست ایا این اختلاف فرهنگی و شکاف بزرگ بین کودکان تهران و سیستان و بندر عباس و تنب کوچک و ابو موسی روا است

به نظر شما ایران یعنی کجا ؟تهران ,شیراز و اصفهان یا تبریز من که نمی فهمم فقر فرهنگی در هر گوشه ایی از این کشور پهناور فریاد میزنه

ایران از لحاظ مساحت جغرافیایی 3 برابر المان و 2برابر فرانسه هست و قتی به هر شهر ایران میروی انگار به یک کشور دیگه رفتی پس روا نیست کشوری با این فرهنگ غنی رو رها کرد البته این خواست دولت هست که مردم رو فقیر نگه دارد انسان هوشمند خطراتی رو در بر داره

همه ی ما انسانیم و حقوق برابر مثل  خیلی مسائل دیگر برای ما لازم است این حق رو کی به ما میده؟؟!مطمئن باشید که خودمون

ایا هنوز مناطق غربی ایران خیابان ها مراکز تفریحی یا اسایش و امنیت شهری رو دارند یا نه اول اتفاق نا گوار میافتد بعد به فکر پی گیری هستند

ایا همه چیز نشات از پول  است به نظرمن  یک چیز از همه بیش تر ذجر اور است ان هم فقر فرهنگی است

ایا هنوز اون ردای سیاه و گرم و مخوف به خاطر پاره ایی عقاید مذهبی بر سر بانوان ایرانی است؟تا به حال فردی تعریف درستی از چادر برای من نکرده؟

همه ما انسانیم و شایسته بهترین ها :چرا که نه!

5 comments اکتبر 10, 2008

Previous Posts


نوشته‌های تازه

برترین مطالب

دسته‌ها