پارانویید,Paranoia
می 9, 2008
قبل از اینکه راجع به پارانویید مطلبی بنویسم باید بگم که چطور این موضوع به ذهنم رسید در واقع نمی توان مردم قرن 21 رو به پارانویید تشبیه کرد که دلایل متفاوتی داره اغلب مباحث و بیماری های روانی طی مرور زمان دچار تغییراتی میشوند که ناشی از گذر زمان هست
اگر به دوران کودکی برگردیم توصیه پدر و مادر خود که با غریبه ها صحبت نکن در خونه رو برای انها باز نکن به کمتر کسی اعتماد کن و تا مدت ها اگر شناخت کافی روی یکی از دوستان پیدا می کردند انوقت اجازه داشتی به منزل دوست یا همکلاسیت بروی .
همه این مسائل برگرفتها ز تجربیات خانواده ماست که به ما هم منتقل میشه .شخص من هرگز روی هیچ انسانی به عنواند100%خوب یا بد قضاوت نمیکنم و رفتار ها رو تایید یا تاکذیب نمیکنم همیشه 1% احتمال رو برای حالت عکس در نظر میگیرم
خیلی از ایرانی ها و شاید مردم شرقی که خون گرم تر هستند وقتی به کشور های اروپایی مثل همین فرانسه میان از اینکه مردم انقدر سرشون به کار خودشونه معمولا علاقه چندانی به برقراری ارتباط نشون نمیدن و سرد هستند گله مند و شاکی می شوند
اما درست قضیه همین جاست اعتماد ایا جایز هست یانه ؟! در اکثر مواقع شاید در 70%مواقع جایز نیست برای همه ما پیش اومده که صمیمی ترین دوست یا همکار یا یکی از بستگان با انجام کاری یا زندگی شما رو بهم زدن یا باعث شدن کارتون رو از دست بدید یا دوستی با دوست دیگری بهم خورده باشه این تجربه های تلخ کم و بیش برای همه ما بوده و خواهد بود همه ما ادم ها چیزی برای پنهان کردن داریم که طبیعی هم هست .
در برخی موارد ما در حالت رو حی قرار می گیریم که نیاز به یک همصحبت داریم و اغلب اون فرد رو از بین دوستانانتخاب میکنیم
و شاید بعد از درد و دل مدتی بعد از گفته ها مون پشیمون بشیم و به این فکر کنیم که ای کاش این حرف رو نزده بودم
و مشکل بزرگ دیگری که همواره هست این که ما انسان ها نمی توانیم همه کارها رو در زندگی خودمون به تنها یی انجام بدیم و نیاز به دیگران داریم و همچنین اعتماد به انها
البته به اعتقاد من کتر کسی در حال حاضر قابل اعتماد هست با توجه به شرایط اجتماعی حاضر که نا هنجار هایی رو در جوامع مختلف ایجاد کرده عدم اعتماد بد هم نیست منظورم شک و تهمت به شریک زندگی و یا دوست نیست در واقع این مسائل نوعی بیماری به حساب میاد
فیلم 88 دقیقه با بازی الپاچینو که اخیرا دیدم فکر من رو به این مسئله مشغول کرد و پارانویید رو اغلب پلیس ها روانشناس ها و افرادی که به نحوی با جرم و جنایت و مسائل سری در ارتباط هستند دارند که البته (لازمه کاری است)نبود ان دردسر ساز میشود و اما پارانویید
منایع :ویکی پدیا و اندکی اطلاعات شخصی
بیماری توهم یا پارانویا، در تعریف عام آن، حالتی است که شخص در آن با اهمیت فوق العاده و خارج از اندازهای که به سلامت جانی و مالی خود میدهد، خود را شکنجه میدهند. این گونه از افراد مدام در این فکر هستند که عواملی انسانی، طبیعی یا ماورا طبیعی خودشان، دارایی و افراد خانواده شان را تهدید میکنند و همه، در فکر توطئه چینی بر ضد آنها هستند.
امیل کریپلین (Emil Kraepelin 1929-1856) روانشناس آلمانی، در تلاش اولیه خود برای دسته بندی بیماریهای روانی، از اصطلاح پارانویای مطلق برای شرح حالت روانی ای استفاده کرد که توهم، جزء اصلی آن باشد اما این توهم هیچ صدمه و زوال آشکاری به سلامت عقل شخص وارد نکند و نشانه بیماریهای دیگری چون جنون زودرس (یا dementia praecox)، که اصطلاح قدیمی بیماری شیزوفرنی است، در آن نباشد.
پارانویا، در معنای اصیل یونانی خود، به معنای دیوانگی است (پارا para = خارج و نوس nous = عقل). کریپلین با استفاده از این ریشه لغوی، نامی برای تشخیص افکار توهمی به وجود آورد.
بنا به تعریف او هرگونه افکار توهمی، بدون احساسات خودآزارانه، در این دسته میگنجند. برای مثال کسی که دچار این توهم شدهاست که یک شخصیت مهم سیاسی یا ادبی است، میتواند در دسته مبتلایان به پارانویای مطلق بگنجد.
هرچند که اصطلاح پارانویای مطلق دیگر چندان استفاده ندارد و اصطلاح اختلال توهم یا Delusional disorder جایگزین آن شدهاست اما جدیدا، از این لغت برای شرح حالتی به کار میرود که شخص مبتلا به آن، از توهمات خود بسیار آزار میبیند زیرا
1- این شخص تصور میکند که صدمه یا حادثه آزار دهنده در حال رخ دادن است یا قرار است رخ دهد.
2- شخص تصور میکند که شخصی قصد آزار و صدمه رساندن به او را دارد.
مثالهایی از پارانویای بالینی
ه طور کلی و با استفاده بی قید و شرط از اصطلاح پارانویا، میتوانیم بگوییم توهمات پارانویید میتوانند شامل مواردی چون اینکه شخص تصور میکند تحت تعقیب است، مسموم شدهاست یا شخصی بسیار مهم (مانند یک شخصیت سینمایی، سیاسی یا ورزشی)، دورادور عاشق اوست. چنین توهماتی به عنوان جنون جنسی نیز شناخته میشوند.
توهمات پارانویید معمول دیگر شامل این باور است که شخص خود را مبتلا به بیماریی تخیلی یا آلودگی انگلی میداند، یا اینکه باور دارد ماموریتی ویژه داشته و یا اینکه برگزیده خداوند است، یا اینکه اعمال وی توسط نیرویی خارجی کنترل میشود.
بسیاری از حکام مستبد، به پارانویا مبتلا بودهاند. برای مثال استالین (Stalin) نمونه بارزی از شخص پارانویید بودهاست. این مورد میتواند سوال خوبی را به وجود بیاورد که در مورد استالین، در واقع دشمنان زیاد او توهم نبودند.
آیا این ممکن است که داشتن دشمنان زیاد، برای ابتلا به پارانویا کافی نیست؟ این مبحث، موجب بروز مباحث فلسفی فراوانی شدهاست که به این لطیفه نیز منجر شدهاست:
” اینکه تو پارانویا داری دلیل نمیشود که کسی آن بیرون نخواهد تو را بکشد.”
بروز پارانویا در فرهنگ عمومی
در فرهنگ عامه امروز، پارانویا اشکال و روشهای مختلفی برای ابراز خود پیدا کردهاست از جمله :
• اعتقاد به اینکه قدرت خاصی دارند یا در یک ماموریت مخصوص هستند (هذیان عظمت) • تئوری ئوطئه یا اعتقاد به اینکه اخبار و وقایع کاملاً نامربوط، درواقع اجزا یک نقشه بزرگ و توطئه آمیز هستند. • تعقیب شدن توسط دشمنان قدرتمندی چون تروریستها، بشقاب پرنده، سازمانهای مخفی یا شیاطین • کنترل افکار توسط اشعه نامرئی و دستگاههای پیشرفته • ترس از مسموم شدن و اعتقاد به اینکه بعضی مواد غذایی اصولا برای مسموم کردن بشر ساخته شدهاند (مانند قند مصنوعی و آبهای معدنی)
درمان پارانویا
درمان پارانویا بیش از هرچیز با رفتار درمانی (behavior therapy) انجام میشود که هدف آن کاستن از حساسیتهای فرد مبتلا، نسبت به انتقادها و همچنین تقویت تواناییهای اجتماعی او است. سر و کار داشتن با افراد پارانیید بسیار مشکل است زیرا بسیار زودرنج هستند و رفتارشان معمولاً خصمانهاست و از نظر احساسی بسیار بسته و نسبت به هر فعالیتی بی میل هستند.
به همین دلیل، درمان این مشکل، از پیشرفت کندی برخوردار است.برای درمان این افراد باید کوشش شود که در ابتدا چرخه شک و تردید او شکسته شود و او با تمرینهای آرامش بخش و روشهای کنترل اضطراب، از حالت انزوا خارج شود و کمکم با کمک پزشک و اطرافیان خود، تغییراتی اساسی در رفتارهای خود به وجود آورد
گاهی در فرهنگ عامه از پارانویید به حالتی که بعد از استفاده از مواد مخدر مثل ماری جوانا به فرد دست میدهد میگویند یک نوع توهم کاذب
اگر احساس میکنید دچار پارانویید هستید حتما به پزشک مراجه
Entry Filed under: Uncategorized. .
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed